مطالب مرتبط

4 دیدگاه

  1. احمد بازمانی

    با سلام وعرض خسته نباشید بنده تا قبل از این که این مطلب را بخوانم بشدت به سایت فرهنگستان فوتبال علاقه داشتم و مطالبشان را دنبال می کردم قبلا هم در کامنت هایی در راستای تشکر از عوامل سایت ارسال نموده بودم . ولی مطلب فوق باعث شدتا دیدگاهم مبنی بربیطرف بودن حداقل نگارنده این مطلب تغییر کند چرا:
    وزن مطلب بیشتر به سمت موضوع عالیشاه بود در صورتی که توهین های قومیتی به سبک ایسلندی پرسپولیسی ها به مردم عزیز آذربایجان بایدبیشتر مورد بررسی و تحلیل قرار میگرفت و نگارنده بصورت کاملا نامحسوس ذهن خواننده را به سمتی می برد که تراکتوری ها مقصر فاجعه دیروز بودند. انگار ایشان اولین بار است اعتراض هوارادان به بازیکنشان در فوتبال ایران را می بینند.

    7
    1
    پاسخ
    1. فرهنگستان فوتبال

      دوست عزیز، اگر دقت کنید این مطلب در خبرگزاری فارس کار شده و فرهنگستان فوتبال تنها اون رو بازنشر کرده

      پاسخ
  2. آراز

    قلبم به درد می آید. در جایی که من وطن مینامش به بهانه ورزش نود دقیقه به میلیونها مثلا هموطن خود بدترین فحاشی‌ها را می‌کنند. می‌شنوم و می اندیشم. قلبم به درد می آید.فردا روزی که گوشت دم تفنگ و توپ نیاز این وطن باشد خیابانیها، باکریها، ستار خان، باقرخانها از دامانم نکشند که نرو.نرو که ما رفتیم و به بهانه فوتبال به نوامیسمان تاختند.قلبم تیر می‌کشد.گوشهایم را میفشارم تا نشنوم.چون اگر بشنوم که ناموس من ملعبه دهان نجس هولیگانهای رنگی شده است شایدپاهایم مدد نکند که در آن روز انتخاب بروم و بمیرم برای جاهلانی که نمیدانند. قلبم تیر می‌کشد که گویا وطنی ندارم من. فردا سرخروزی اگر خون من باید ریخته شود، باز خواهم رفت. خواهم رفت که کشته شوم.کشته میشوم که بماند آنچه وطن مینامندش.گویا بر پیشانی ما اینچنین حک شده است که باید خونمان تاوان جهالت آنانی باشد که هموطن مینامندشان. قلبم درد می‌گیرد که من چه بنامشان…

    پاسخ
  3. مرتضی بوستانی

    از روزی که فوتبال رو دیدم عاشقش شدم، مث رمان و شعر و سینما. جادوی فوتبال همینقدر دیوانه واره. تیمهای خارجی که جای خود، منم اوایل کودکی طرفدار استقلال (بخوانید تقریبن هر تیم ایرانی!) بودم، ولی همین که سنم به حدی رسید که متوجه فاصله عمیق بین فرهنگ فوتبالی در کشورهای مختلف شدم طوری از فوتبال داخلی زده شدم که هنوز که هنوزه نمیتونم یه بازی داخلی (حتی دربی تهران) رو ببینم بدون اینکه حرص بخورم!

    حقیقت اینه که در کشورهای جهان سوم باید انتظار این رو داشته باشیم که فوتبال تبدیل به جولانگاه سیاسیون و سیاست بشه، پس انتظار ندارم لیگ برتر ایران کپی لیگ برتر انگلستان باشه! اما حقیقت اینه که فرهنگ هواداری در ایران به شکل عجیبی غیر اخلاقی و زشته! منظورمو اینطور بیان میکنم:
    طرفداران استقلال و پرسپولیس هیچ شعار یا سرود ویژه یا قدیمی ئی برای حمایت از باشگاه خودشون ندارن، اما تا بخواهی شعارهای قدیمی و جدید در توهین به تیم مقابل دارن!
    در مورد تراکتور سازی (که خوشبختانه چون تقریبن همه فامیل خودم طرفدارش هستن انگ نژادپرستی بهم نمیخوره، خودمم ترکم و پدر و مادر و خودم همگی آذری هستیم) کافیه به دو تا نکته کوچیک فک کنیم: ۱- عمده طرفدارانش هیچی (دقیقن هیچی!) در مورد تاریخ و سابقه این باشگاه ندارن و فقط و فقط از روی حس نژادی و قومی ازش حمایت میکنن، وگرنه شخصن نمیتونم باور کنم تراکتورسازی یه تیم “تبریز”ی باشه، نه نیست. ۲- همین که من (و احتمالن خیلی های دیگه) وقتی درمورد تراکتور سازی صحبت میکنیم مجبوریم قبلش هی یاداوری کنیم که بابا نمیخوام به ترکها توهین کنیم، داریم درمورد یه “تیم فوتبال” حرف میزنیم نه درباره یه قومیت، خودش نشون دهنده این هست که تراکتورسازی فقط و فقط به خاطر دلایل فرامتنی مهم شده!

    زیاد توضیح نمیدم چون هرکسی که منصف باشه و اهل فوتبال باشه میفهمه منظورم چیه، اما نمیتونم اینو نگم:

    به عنوان یه خوره فوتبال مث خیلی های دیگه، تنها حسرتم اینه که چرا فوتبال در کشور من به شکلیه که نمیتونم برم طرفدار یه تیم کوچیک باشم و هر هفته برم ورزشگاه و از تماشای بازی تیمم لذت ببرم، بدون اینکه به کسی فحش بدم یا کسی بهم فحش بده. چرا یه هادرزفیلد یا لیدز یا آلاوز یا…. فلان نداریم.

    بخش زیادی از این وضعیت به دلیل کشور جهان سومی سیاست زدمونه، قبول، اما بخش بزرگترش تقصیر هواداران فوتبال در کشورمونه….

    کاش می شد هوادار یه تیم داخلی باشم که نه بین مسئولینش “فساد” اولین و آخرین واژه باشه، نه بین طرفداراش “فحش” تنها راه طرفداری….

    پاسخ

ارسال یک نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *